در حال بارگذاری ...

حسن رحیم پور ازغدی در پنجمین دوره آموزشی امت واحده در مشهد مقدس گفت: وقتی حزب الله و حماس و جهاد، خونشان با یک شعار مخلوط شد و در چند بازو به حرکت ادامه داد و شهید جهاد و حماس و حزب الله کنار هم جنگیدند، اسراییل لبِ پرتگاه قرار گرفت.

حسن رحیم پور ازغدی پژوهشگر و استاد دانشگاه چندی پیش در جمع دانشجویان و طلاب در پنجمین دوره آموزشی - تشکیلاتی اتحادیه امت واحده به شرایط و اتفاقات اخیر جهان اسلام پرداخت و ضمن بررسی مواجهه ما با تکفیریها، درباره ضرورت و چگونگی التزام و تحقق «وحدت اسلامی» سخن گفت.

پنجمین دوره آموزشی - تشکیلاتی اتحادیه امت واحده با حضور فعالان ایرانی وحدت و جهان اسلام از هفدهم تا بیست و دوم شهریور در اردوگاه شهید هاشمی نژاد مشهد برگزار شد.

در این دوره اساتید شیعه و سنی ایرانی و خارجی به ارائه مباحث خود درباره موضوعاتی چون بررسی تاریخی زمینه های اجتماعی شکل گیری سلفی گری، پاسخ به شبهات وحدت از منظر سیره اهل بیت علیهم السلام، نقش وحدت اسلامی در تجربه تمدنی مسلمین، ماهیت شناسی داعش، آخرین وضعیت منطقه و ... پرداختند

بخش نخست سخنان رحیم پور ازغدی در ادامه آمده است:

ترسیم شرایط جهان کنونی

همه می دانیم که در قرنهای اخیر شرایط جهان اسلام بی سابقه است. هم ساختار سیاسی و قدرت هم ساختار ایدئولوژی ها در جهان از نقطه جوش رد شده و به نقطه ای رسیده که [مرزهای بین آنها] دارد ذوب می شود. ایدئولوژی های غرب و شرق ذوب شده اند. خیلی از مفاهیمی که دشمنان جهان اسلام ساختند مثل ملی گرایی به معنای منفی اش (تجزیه طلبی و شرک، نژاد و قومیت، نه عزت ملی و...)، لیبرالیسم و مارکسیسم و سوسیالیسم که در دویست سال گذشته بر جهان اسلام تحمیل شد همه در حال فروپاشی است. به ویژه بعد از انقلاب اسلامی ایران با تمرکز بر آزادی قدس و مسلمین، بعد از سه دهه در دهه چهارم دارد اثر خودش را می گذارد. همه مسلمانان از همه مذاهب در حال حرکتند.

این جنبش وسیع در جهان عرب ریشه در اسلام گرایی و جبران تحقیر در برابر استکبار و استعمار در صد سال گذشته است. البته با لحاظ تفاوت های فرهنگی مذهبی تاریخی و... . این که ملت ها چه می گویند، غیر از آنی است که احزاب و سیاسیون می گویند. این ها ممکن است عقب جلو بروند یا شعارشان را عوض کنند یا... . ولی حساب ملت ها جدا است. بیداری اسلامی شد، بعد خوابید ان شاء الله موج بعدی می آید. مصر کودتا شد، شد یمن بعد پاکستان بعد... . تا ایجاد نظم جدید همچنان ادامه دارد. نقطه جوش ولی خیلی مهم است که ساختار ها ذوب می شود، در یک شب قدر امت اسلامی لحظات خاصی رخ می دهد. هر لحظه هزار لحظه است. اگر این شب قدر را درست مدیریت کنیم که در آن هستیم، ان شاء الله جهان اسلام شاهد یک تمدن اسلامی بزرگ عزیز خواهد بود،با همه تفاوت ها .

امام (ره) هم می گویند ما اتحاد جماهیر اسلامی  می خواهیم که هر کدام بر اساس مذهب اکثریتشان با شعار های اسلامی زندگی کنند، ولی همه با هم همکاری کنند و یک خط را بروند. این در قانون اساسی ما هم آمد. قوانین عمومی همه باید اسلامی باشند، ولی طبق مذهب اکثریت. کدام مذهب می گوید عزت بد است یا به کسی باید ظلم کرد یا پیشرفت و تعالی مادی و مذهبی باید داشت یا قانون خلاف قرآن و سنت پیامبر می شود گذاشت؟ هیچ کدام. این ها مشترک است. کدام مذهب اخلاق اسلامی را قبول ندارد؟ همه مشترکند. در احکام کلی اسلام مثل نماز و روزه و حج و زکات و... همه تقریبا یکی اند. مواردی هست که سوء تفاهم در مباحث کلامی و فقهی هست که با گفت و گو باید حل شود. اگر جمع هایی مثل شما بتوانند گفتمان سازی کنند که کلیات اسلام یکی است و جامعه اسلامی بر طبق مذهب اکثریت در چارچوب اسلام و با رای اکثریت حاکم شود . اگر هم در شیعه قائلند معصوم باید حاکم باشد و اهل سنت می گویند کسی تعیین نشده، در عصر حضور است. در عصر غیبت که دیگر خیلی نزدیک می شویم در عمل. چون همان شرایط عمومی مثل اعلمیت و اعدلیت، شخص را با رای اکثریت و مقبولیت تعیین می کند. قوانین اسلامی باید رعایت شود با رعایت حقوق اقلیت ها. هر مذهبی مبنای حکومت اسلامی در ملتشان می شود. هر جامعه ای اقلیتها در مسائل شخصی و قوانین خصوصی و... باید  طبق فقه خودشان عمل کنند و فقه خودشان را آموزش دهند. این یک راه حل اسلامی مهم است.

 

139306301622037693678844.jpg

 

در جهانی که می خواهند نه غربی و لیبرال باشند و نه تکفیری و قاتل، راه حلش حکومت اسلامی مردمی است که قوانین عمومی طبق مذهب اکثریت باشد و در قوانین خصوصی هر اقلیت حقوق خودشان را داشته باشد. این که در مورد مسلمانان است، در مورد یهودی و مسیحی و زرتشتی هم تقریباً همین را داریم . مواردی هم که سوء تفاهم های اعتقادی و رفتاری است باید با گفت و گو حل شود. شیعه و سنی افراطی همواره داشته ایم، حتی از اصحاب درجه اول اهل بیت (علیهم السلام). تاریخ را بخوانید، حتی اهل بیت بعضی از نزدیکانشان را که منحرف شدند را طرد و لعنت کردند. در همان زمان می گفتند این امام پیامبر است و من جانشینش هستم یا...؛ این ها همه توسط اهل بیت (ع) تکفیر شده اند.

تقیه هم به معنای دروغ و نامردی نیست بلکه یعنی وقتی شما را به کوچک ترین اتهامی می کشند و به ناموست تجاوز می کنند، مبارزه را پنهانی پیش ببری. این اصل عقلانی است که همه مذاهب دنیا هم آن را دارند. حساب شده حرفشان را می زنند ولی اصول حرف خودشان را نگه می دارند و بقیه اش را در جایش می زنند. اینرا همه دنیا هم دارند. تقیه درست داریم. تقیه غلط هم داریم که شیعه و غیر شیعه آنرا انجام می دهیم. مثل زمان شاه که عده ای تقیه می کرده اند، امام می فرمود تقیه برای حفظ شما نیست برای حفظ دین است. تقیه اهل بیت به معنای نفاق و دروغ نیست، به معنای آن است که روی اصولمان هستیم ولی حرفی نمی زنیم که کشته شویم. همه دنیا این کار را می کنند.

در خمس، در مورد اصلش اشتراک است ولی در مورد مصادیقش دعوا است. هم کسانی هستند که کلا خمس را رد می کنند و هم کسانی که مصادیقش را در همه جهان می خواهند اجرا کنند. در همین مراکز باید درباره این ها گفت و گو کنیم . فوقش این است که منابع همدیگر را قبول نمی کنیم بعد از بحث ها، فوقش این است که حجت شرعی بر هرکداممان از منابع خودمان است. باید سوء تفاهم ها را در اینگونه نشست ها در مباحث اعتقادی و فقهی و کلامی  رفع کنید.

باید بحث کنیم که کدام زیارت عین شرک است – که بعضی اش هست- و کدام زیارت عین توحید است. از اینها سربسته رد نشوید. می بینید 90 درصد مطالب اشتراکی است. فوقش در چند تا از اصول اختلاف داشته باشیم، که در هر مذهب هم این مقدار اختلاف هست. بزرگان درجه یک شیعه هم بین هم پر از اختلافند. استاد در حدیث یا تفسیر چیزی را قبول دارد و شاگرد آن را رد می کند.

اختلاف معمولا یا در  منابع است، یا در روش. چنان که مجتهد شیعه نمی تواند مجتهد دیگری را مجبور کند که طبق نظر او عمل کند در مسائل عملی ، مجتهد از مذهب دیگر هم این کار را نمی تواند بکند. در مسائل حکومتی هم که بدیهی است یک قانون باید جاری باشد. در همه دنیا همین است. هفت یا هشت نظر لیبرال هم اگر باشد به یکی اش باید عمل شود و بقیه در دانشگاه بحث شود.

شهید جهاد و شهید حماس و حزب الله کنار هم جنگیدند و اسرائیل لبِ پرتگاه رفت

نکته دیگر، جدا کردن حساب خلفای راشدین از بنی عباس و بنی امیه است. حتی بزرگان اهل سنت، حساب خلفای راشدین را از معاویه به بعد جدا کرده اند. مسئله بنی امیه مسئله شیعه و سنی نیست. حتی خیلی از بزرگان اهل سنت را هم بنی امیه لت و پار کرده است. اختلاف ما در جانشینی پیامبر است که خلیفه چهارم، بلافصل است یا نه. الان که خلفای راشدین دیگر نیستند و رفته اند نزد خدا. امروز ماییم و  دشمنانمان که هر جا زورشان نمی رسد ما را به جان هم می اندازند و در این صد و پنجاه سال با بهانه های قومی یا مذهبی بر ما حکومت کرده اند. این ها خطرات اصلی است و اولویت های ما است. باید بسیاری از مباحث کلامی و فقهی را در رسانه ها و برای جهان اسلام بازخوانی کنیم. چه خوب است که از ایران شروع شود. یاد بگیریم که اختلاف نظر داشته باشیم و در یک جبهه باشیم. کما این که حزب الله و حماس و جهاد، خونشان با یک شعار مخلوط شد لکن در چند بازو. شهید جهاد و شهید حماس و حزب الله کنار هم جنگیدند و اسراییل لبِ پرتگاه رفت.

در مقابل آمدند در برابر جهاد شیعی سنی ضد اسراییلی ، جهاد انگلیسی وهابی ایجاد کردند. جهاد آمریکایی تکفیری که به جای نبرد با کفار، وظیفه اش جنگ مسلمان با مسلمان است. آن یکی عملیات انتحاری می کند در خیابان و حسینیه و مسجد که زن و بچه را بکشد. لذا دو عملیات استشهادی و دو الگوی جهاد درست شد. یکی می گوید برای دفاع از مظلوم می جنگد و برای او اسلام جلوی دوربین سر بریدن شده است.

شیعه نمای فاسد، دشمن اصلی را سنی می داند

شیعه نمای فاسد هم به وجود آمد که دشمن اصلی را سنی دانست و سنی و وهابی را یکی دانست و گفت به فلسطین نباید کمک کرد! برای این حرف ها سند دارم که از قبل از انقلاب گفته می شد. فلسطینی ها بعد از این که در اردن قتل عام شدند، به شیعه نشین های لبنان روی آوردند. نامه نوشتند به امام که اصلاً مبارزه ما دینی نیست و به سنی و شیعه کار نداریم. اتفاقاً امام خمینی (رحمه الله علیه) گفتند شما به همین دلیل شکست خواهید خورد. شایعه کرده اند که در فلسطین میدان ابن ملجم هست و ناصبی اند. یک عده ای در ایران هم می گفتند بگذار سنی و یهودی هم را بکشند هر دو دشمن خدایند. ولی امام نوشت که از وجوهات شرعی جایز، بلکه واجب است برای فلسطین خرج شود و همه شبهات را رد می کنم.

ما باید سه کار را در اذهان مردم بکنیم:

1- تشخیص مرز بین شیعه با رافضیِ مشرک. البته خیلی از این رافضی ها مستضعف فکری اند. ولی در تاریخ بوده اند. قرامطه حمله کردند و به اسم شیعی گری حجر الاسود را دزدیدند. یا به اسم شیعه گری عمل و نماز را ول کردند و گفت دلت پاک باشد. چنان که در اهل سنت هم تصوف را داشتیم. مرز بین این ها باید روشن شود. یک چیزهایی به نام شیعه تبلیغ می شود که عقیده شیعه نیست.

2-تشخیص مرز بین سنی با وهابی تکفیری. در بین اهل سنت خیلی هایشان اصلاً تاریخشان این نیست. نگاهشان به توسل و زیارت و شفاعت اصلا این نیست. 30 سال پیش در هیچ جای جهان اسلام جز منطقه آل سعود و سه چهار منطقه کوچک، در اغلب جهان اسلام حبّ اهل بیت رواج داشته است. من از آفریقا تا آسیانه میانه و شرق آسیا مزار فرزندان اهل بیت را می بینم که اهل سنت به زیارتش می آیند. در سودان یک جایی را دیدم که مرکز یک فرقه وسیع از تصوف سنی بود و یک امامزاده از نسل امام موسی بن جعفر بوده است. در بالکان در بوسنی، سنی مجاهدی که دارد با صرب ها می جنگد، بخش مهمی از اذکارشان مربوط به امام زمان است. شرق آسیا در اندونزی، اهل سنت در دهه اول محرم، مراسم تابوت دارند و هر روز صدها هزار سنی مذهب تابوت امام حسین( علیه السلام) را به دست می گیرند. بعضی شان می دانستند از فرزندان پیامبر بوده است ولی نمی دانستند امام حسین کیست. (بماند که ما شیعیان هم نمی دانیم کیست. همین امام رضا( ع) را تصنعی کرده ایم زیارتش را. یک روایت از او نمی دانیم در حالی که بسیار روایت از ایشان در میان کتب اهل سنت است).

جهاد وهابی انگلیسی را از جهاد شیعی سنی جدا کنیم

داعش و... بدنه فداکاری دارد. تلاش می کنند دولت اسلامی را تشکیل دهند. بازی خورده اند. اتاق فکر دست حکومت های فاسد عربی و انگلیس و... است. بچه پولدارهایی که سهام قمارخانه و شراب فروشی دارند، ولی برای این که یک چیزی علَم کنند مقابل ایجاد تمدن اسلامی و جهاد مقابل اسراییل، این کارها را می کند تا جوانان مبارزی که هدفشان اسلام است ولی آگاهی ندارند را جذب کند. بعد هم دست بردند در رهبری های اینان. بن لادن و ایمن الظواهری مخالف جنگ شیعه و سنی در عراق بودند. ولی رهبری را از دست اینان خارج کردند و دو رهبر اولیه ی داعش هم کشته شدند. اینی که آمده، یک سال بازداشت امریکا بود، آزادش کردند و پولشان را آل سعود دادند و رهبر شد.

طرح لانه زنبور، یک تیر و سه نشان بود. یکی این که جوانان انقلابی امریکا و اروپا را جذب کنند. من اینان را بعضا در آمریکا و اروپا دیده ام. بچه های خیلی خوبی بودند. یکی شان می گفت ما مذهب خمینی را قبول نداریم، ولی شایسته رهبری می دانیم. معلوم می شود انسان دلسوزی است و وقتی می گوید حیف که خمینی شیعه است، معلوم است چیزهایی در مورد شیعه راست و دروغ شنیده است. این خطر را غرب از درون خودش به خاورمیانه انتقال داد و  همه را با کمک عربستان و ترکیه و شبکه های اجتماعی شناسایی کردند و از اروپا و آمریکا به منطقه ما کشاندند. بعد به جای این که با اسراییل بجنگند، جنگها درون اسلامی بشود که چه بکشند چه کشته شوند به کام غرب باشد. اصلاً خودِ جریانات تکفیری را به جان هم انداختند. همین جریانات احرار الشام و داعش و النصره با هم می جنگند و از هم می کشند. یعنی یک هرج و مرج، همان لانه زنبور. جوانان مبارز مسلمان آماده درگیری به جان هم بیافتند در سوریه و عراق و پاکستان و ... . رهبری شان دست قماربازها و سرمایه داران فاسد شاهزاده های عرب باشد، که دلار بدهند. آخرش هم دو سه جریان تکفیری همدیگر را بکشند. این تنها روشی بود که بتوانند جلوی بیداری اسلامی را بگیرند. و الا دیدند مصر و تونس و عربستان و بحرین و ... در خطر است. این را تبدیل کرده اند به هرج و مرج. امروز اوباما گفته است با 40 کشور هماهنگ شده ایم و می خواهند به بهانه مقابله با همین ها به عراق و سوریه برگردند.

ببینید از سادگی ما چطور استفاده می کنند. دو طرف غسل شهادت می کنند ولی به جای آمریکا و اسراییل، از هم بکشیم تا تمام شویم و شعله پرچم جهاد و شهادت پایین بیاید. ملتها خسته شوند و بگویند وقتی حکومت ها فاسد بودند اقلاً امنیت داشتیم. الان این را هم نداریم. می خواهند این کار را بکنند و دارند می کنند. اگر سه چهار سال دیگر این وضعیت ادامه پیدا کند، ملت ها می گویند غلط کردیم گفتیم بیداری اسلامی. آمریکا یک ارباب برای ما بگذارد، فقط امنیت داشته باشیم. تنها جمعی که می تواند این وضع را از بین ببرند شما جوانان دانشجو و طلبه سنی و شیعه هستید . نشان دهید می توان اختلاف نظر داشت ولی با هم دعوا نکرد و نجنگید.

وزیر خارجه اسراییل گفت 800 هزار اسراییلی برای همیشه اسراییل را ترک کردند

ما باید فرهنگ اسلامی را زنده کنیم. قضیه غزه در جریان است. وزیر خارجه اسراییل گفت 800 هزار اسراییلی برای همیشه اسراییل را ترک کردند. اینها سالها است دارند آدم جمع می کنند. الان معکوس شده است. این که 50 روز در زیر زمینها باشند از ترس موشک و آخر سر هم دولتشان شرایط حماس را بپذیرد، یعنی شکست اسراییل. بیش از یک سوم اسراییلیها می گویند اسراییل دیگر جای زندگی نیست. اگر اسراییل نابود شود شرایط جهان اسلام عوض می شود. اینها می خواهند اسراییل بماند و برای حفظ هیمنه غرب و اسراییل، ما را به جان هم می اندازند. جهاد اسلامی باید از جهاد وهابی انگلیسی امریکایی جدا شود. چند سند آورده ام. قدس در زمان خلیفه دوم بدون جنگ آزاد شد. مردم ایلیا نامه نوشتند که اگر نفر اول مسلمین خودش قرار داد را امضا کند ما شهر را تسلیم می کنیم. این نامه با مشورت امام علی( ع) نوشته شده است. عمر با علی و با بعضی دیگر از اصحاب مشورت می کند که بروم قدس یا نروم؟ در روایات اختلاف است. در بیشترش می گویند علی می گوید شما برو و بدون جنگ سرنوشت آن بخش از جهان را تعیین کن. نامه ای توسط عمر با مشورت علی نوشته شد. نامه زیبایی است.

دو نکته را توجه کنید: اول این که جهاد اسلامی هدفش خون ریزی نیست. دوم این که بر خلاف تفکر تکفیری است که کلیسا و مسجد شیعه و مرقد اصحاب رسول الله را خراب می کنند و آتش می زنند و مساجد اهل سنت را هم منفجر می کنند و مرقد مخالفان علی را هم خراب می کنند.

نامه ای که عمر با مشورت علی(ع) خطاب به مسیحیان نوشت

سیزده امام جمعه سنی را در عراق بخاطر اینکه با خلیفه شان بیعت نکرده اند، کشتند. جناب عمر به ابوعبیده جراح از فرماندهانش نامه می نویسد، بلال و سلمان و ابوذر و مقداد و ... هم هستند. عمر رای علی را پذیرفت و به سمت شام رفت. از جابیه به قدس رفت و به اهالی قدس چنین امان نامه داد: «این امان نامه ای است که بنده خدا عمر و خلیفه مسلمین به مردم بیت المقدس داده است. به همه مردم به لحاظ جان و مال و کلیساهایشان امان می دهیم. (حالا داعش که مسجد را هم خراب می کند). به سالم و بیمارشان امان می دهیم. برای دیگر مردمی که در آنند تضمین می دهیم که کسی در کلیساهای شما سکونت نخواهد کرد. کلیساهایتان را ویران نخواهیم کرد. چیزی از کلیسا و حدود آن و صلیب ها و اموال آن کاسته نخواهد شد. (این ها را با نگاه تکفیری مقایسه کنید که دختران مسلمان را هم به عنوان کنیز می گیرد). شما را مجبور به ترک دین و آیینتان نخواهیم کرد. (این سند افتخار شیعه و سنی است. خلیفه مسلمین با مشورت علی ع نوشته است. این هم دروغ بزرگی است که مسلمانها قدس را از یهودیها گرفته اند. در آن زمان همه مسیحی بوده اند. مسیحی ها اصلا شرط گذاشته اند که یهودیها را مسلمانان نباید راه بدهند تا شهر را تسلیم کنیم. چون یهودیان فاسد و ربا خوارند. اصلا در آن زمان یهودی در قدس نبوده است. یهودیها مسیحیان را حذف می کردند و مسیحیان یهودیان را. ولی اسلام هر دو را آزاد گذاشت. ولی این شرط مسیحیان را پذیرفت که البته خیلی بعدها این ها هم آمدند). و در بیت المقدس هیچ یهودی ای همراه شما اسکان داده نخواهد شد. آزادی دینی دارید. متقابلا بر مردم ایلیا و بیت المقدس است که مثل دیگر شهرها جزیه بپردازند. بر عهده ایشان است که رومیان و دزدان را از قدس بیرون کنید. هر کس از آنان که از بیت المقدس بیرون آید، تا هنگامی که به جایگاه امنی برسد بر جان و مالش در امان است (ما در راه اینان را نمی زنیم ). هر کس از اینان در شهر بماند (از بقایای ارتش روم و دزدان و باندها)، بر او است که همان جزیه مردم را بپردازد و تابع قانون باشد. هر کس از مردم ایلیا که بخواهد با رومیان برود، برود. مشروط بر این که پرستشگاه خود را هم خالی کند. آنان نیز بر جان و صلیب خود در امان اند تا به جای امنی برسند. زمین دارانی که پیش از کشته شدن ... در بیت المقدس بوده اند اگر بخواهند بمانند باید جزیه بدهند...»

139306301620386833678814.jpg

این نگاه اسلامی و جهاد اسلامی است. ما قصد کشتن کسی را نداریم. ما دینتان را قبول نداریم، ولی مالیات بدهید. این دیگر نظر علی(ع) و عمر هر دو است. قدس بدون خونریزی تسلیم شده است. این کارهایی که تکفیریها می کنند کجای اسلام است؟ اگر برای سنی کسی ملاک باشد، همین جناب ابوبکر و عمر هستند دیگر. این ها کجا این کار ها را کرده اند؟

سند دوم، این که چریکهای فلسطینی نامه نوشتند به امام (ره) که در اردن قتل عام شده ایم و رفته ایم  به لبنان. این جا دارند ما را به جان هم می اندازند. البته اذیت هم می کردند چون لاییک بودند. امام گفتند اولاً اذیت نکنید. ولی گفتند شایعه کرده اند که فلسطینیها، سنی وهابی هستند و به ناموس شیعیان نظر بد دارند و شب عاشورا جشن می گیرند. درگیریهایی پراکنده ای شروع شده است و می ترسیم وسیع شود. (آن روز این سازمان مبارز بود). امام فرمود: «من به شما نصیحت می کنم دست از مذاکره بردارید. مردمتان را برای مبارزه آماده کنید...»

مبارزه با اسرائیل قبل از انقلاب، امری دینی نبود؛ بعد از انقلاب دینی شد

اصلاً قبل از انقلاب اسلامی مبارزه با اسراییل دینی نبود. بعد از انقلاب اسلامی، دینی شد. از دل اخوان در آمدند. اخوانیها چند گروه بودند. یک گروهشان می گفت نمی توانیم کشته شویم، ولی از جهاد علیه اسرائیل حمایت میکنیم. رهبر اخوان در مصر در جنگ 33 روزه به شدت از حزب الله حمایت کرد. عاکف گفت ما حاضریم ده هزار مبارز بفرستیم. امام ره در نجف اشرف پیام داد که «واجب است از وجوهات شرعی برای فلسطین خرج شود. هدف رهایی قدس است. این مسئله اسلام است.»

بچه هایی که در جبهه های ما جنگیدند، این فرهنگ بود که نتیجه داد و اسراییل را نابود می کند. جهادی و شهادتی است، ولی عین عشق و اخلاص است. یکی از شهدای کربلای 4 این را نوشت: راه های دور و دریاها و صحراها را به عشق رسول الله به این جا آمدم. ما امشب وارد سرزمینی خواهیم شد که وقتی خورشید بدمد خونمان را بر زمین خواهد دید. آمده ایم تا  برای او و فقط برای او بجنگیم و بکشیم و کشته شویم. کمر به عزت اسلام و قرآن بسته ایم. در دو جبهه درون و بیرون با شیطان خواهیم جنگید. شب و روز را برای رهایی از ظلمت از خود سلب می کنیم. هرگز درست نخواهیم خوابید و هرگز سیر نخواهیم خورد، و... تا رسم نوین و ارزش تازه توحید را با همه ملاکهایی که انبیا و اولیا و اهل بیت (ع) آورده اند بر سراسر جهان حاکم کنیم.

این برادران که می بینم به جای عشق به گل و بلبل، عشق به الله دارند. شبها تا صبح اشک می ریزند و استغفار می کنند لا به لای صدای توپ ها و خمپاره ها، جلال تبعیت از رسول الله و اولیا و اهل بیت (ع) را منعکس می کنند. فردا باز نخواهیم گشت. هیجان لقای خداوند همه وجودم را گرفته است. ما به محضر خدا می رویم، معنای وجود و سرّ وجود همین است. امشب همه چیز را خواهم دید. بودنِ تنها کافی نیست، باید قلب تو با خدا باشد. این جا قلب ما با اوست. «شرح مجموعه او مرغ سحر داند و بس /  و نه هر کو ورقی خواند معانی دانست» اصلا همین بزرگان شعرمان مثل حافظ و سعدی و... هنوز معلوم نیست شیعه بوده یا سنی. مرز این گونه نبوده است. بعضی هایشان مثل جامی که معلوم بوده سنی بوده اند، همین جامی محبّ اهل بیت (ع) است. همین که علیه رافضی ها می نویسد. ولی بسیار خوب می نویسد.

بنی امیه به امام حسین (ع) هم می گفتند رافضی!

نگاه به زیارت در بین اهل سنت مثبت است. سه سند برایش دارم. یکی این که خیلی از شعرا و علما معلوم نیست مذهبشان چیست. اصلاً این مسائل مطرح نبوده است غیر از مقاطعی توسط جریان هایی از دو طرف. مسئله آن قدر عادی بوده است که طرف از مذهب خاصی حمایت نمی کرده است. وقتی می دیده در تفسیر و علم و شعر و... حرف حساب می زده، حرفش را می پذیرفته است. این با کتاب و سنت و عقل و اخلاق سازگار است. حتی کسانی مثل جامی هم که به شیعه می گوید رافضی، که یعنی خارج شده و خوارج از مسیر اصلی و قانون شکن، ولی از اهل بیت (ع) خوب می گوید. برعکس بنی امیه که به امام حسین (ع) هم می گویند رافضی.

البته جریان هایی از شیعیان هم داریم که بخشی از اصول را رفض کرده ایم. مثل علوی ها که شیعیانی بوده اند که قتل عام می شدند و رابطه شان با اهل بیت قطع می شد، و عده ای شروع می کردند به انحراف ایجاد کردن. کم کم عمل را از آنان گرفتند و مرز بین انسان و خدا را برداشتند. بخش مهمی از اینها مستضعف فکری اند تحت تاثیر قتل عامها و فشارهای حکومتها. بخشی از اینها اصلا نماز هم نمی خوانند و فکر می کنند ارادت به امیر المومنین (ع) کافی است. اینها اول تقیه می کرده اند بعد افراط می شده و بعد منحرفین می آمده اند انحراف ایجاد می کرده اند. بخشی از این ها واقعاً رافضی اند. بخشی از این ها را تا می شود باید اصلاح کرد و اطلاعات داد، و بخش دیگری که اصلاح نمی شوند حتی خود اهل بیت (ع) کافر می خوانند.

روایت داریم که به امام رضا می گویند شما گفته اید مردم بندگان ما هستند. اشک در چشم امام جمع می شود و می فرماید خدایا، این اولین ظلمی نیست که به ما می شود. (یک عده غلات یا مخالفان این ها را شایع کرده اند). به خدا قسم نه من و نه هیچ یک از پدرانم تا رسول الله چنین کلماتی نگفته ایم. ما آمده ایم عبدتر از همه باشیم.

حکومت خوارزمشاهیان سنی است ولی حرم امام رضا را بازسازی می کند و می سازد. مرقد ایشان را در قرون مختلف علمای اهل سنت زیارت کرده اند. مثل قرن چهارم که بسطی که محدث مشهوری است از اهل سنت، خود موارد متعددی را از زیارت بزرگان اهل سنت از مرقد امام رضا (ع) نقل می کند. حاکم نیشابوری کتابی در شرح حال امام رضا (ع) دارد به نام مفاخر الرضا. منتجب الدین بدیع رییس دیوانسالاری و کاتب بزرگ درگاه سلطان سنجر سلجوقی (که قوی ترین سلطان سلجوقی است و رسماً سنی است) کتاب عتبة الکتبة را نوشته در مقدمه می گوید پیش خواجه ظهیر الدین بیهقی (که سنی است) تمرین نامه نگاری می کردم. ... از مشهد گذشتند. در آن اجتیاز از حرم مطهّر مقدس رضوی علی ساکنه الصلوة و السلام بود به توس. چون گذر چنین افتاد، ... حاجت خواستم در حرم شریف او تا ایزد تعالی مرا در آن حرفت که مزنّه همت من است و... مهارتی دهد و ذهن قاصرم را ذکائی مرحمت کند. ... .

می گوید بعد از این زیارت که می گوید خدایا به برکت پسر پیغمبر ص کمکم کن، می گوید تحولاتی در زندگی ام ایجاد شد. دانستم آن استحسان اثرات آن بقعه شریف است و از اثرات آن سید بزرگوار علی الصلوة و السلام بوده است. یعنی متوسل شده به خداوند از طریق امام رضا، بعد هم می گوید این خوب شدن وضع از کرامات امام رضا است.

نمونه دیگر، لبّ الالباب حوفی می گوید ... مشکلاتی بزرگی در کارمان پیش آمد. دست جمعی با دوستان برای حل مشکل به زیارت علی بن موسی فرزند پیامبر ص رفتیم. بعد می نویسد: چون آن را تحلیل کردم و خدمت او بیاوردم، آن را بدرید و فرمود دوباره بنویس... . من از غایت زجرت و تنگدلی به مشهد مبارک علی بن موسی الرضا ع رفتم و از روح پاک او استمداد طلبیدم و به تضرع و ابتهال در آن موقف متبرک بنالیدم و تسهیل شیوه از صمد متعال بخواستم، خداوند دعایم را مستجاب کرد.

نمونه دیگر زیارت حضرت معصومه س توسط علمای بزرگ اهل سنت است. مثلاً قرن ها قبل در قرن ششم هجری قبل از این که این بحث های تقریبی باشد، می گوید: اهل قم به زیارت حضرت معصومه ع می روند که حنیفی و شفعوی و اهل ... سنی و شیعی به زیارت حسین بن رضا می روند. نمونه دیگر این که طرف می گوید هم در حرم امام رضا ع و هم حرم امام حسین ع از مذاهب مختلف، مردم ایران می آمده اند. (این اشتباه است که می گویند صفویه همه را شیعه کرده و قبل از آن میان مردم ایران شیعه نبوده است بعد از صفویه بیشتر شیعه شده اند، ولی قبل از صفویه اقلاً در 11 نقطه ایران شیعه بوده است از اثنی عشری و زیدی و اسماعیلی.) می گوید وارد نیشابور شدیم، در مساجد مختلف اعم از حنفی ها و زیدی ها و شافعی ها و جعفری ها و... ( که همه هم در مسجد هم راحت رفت و آمد می کنند)، با هم برادرند.

مؤلفی در قرن شش، مذاهب شهر ها را شرح می دهد: یمن، طائف و مکه را که دار الملک اسلام است و کوفه را که حرم امیر المومنین است و اکثر بلاد ... را زیدیان دارند. خطبه و سکه به نام ائمه ی خود می زنند. در سمرقند و قزوین و ماوراء النهر، همه حنفی اند. ... عده ای در اعتقادات اصول اهل بیت ع را دارند و در فقه اقتدا به ابوحنیفه می کنند. بلاد آذربایجان تا روم و اصفهان و قزوین و مانند آن، بخش مهمی از مردم شافعی اند. بحری جعفری و بحری حنبلی و بحری تشبّهی و... . در جای دیگر، اغلب مردم مشبّهه و مجسّمه اند. در کوفه و کرخه و غرب بغداد و مشهد رضا و قم و قاشان و آوه و سبزوار و استرآباد و دهستان و مازندران و طبرستان و ری و بعضی از قزوین و خرقان همه شیعه اصولی و امامتی هستند. داریم در مسجد و کتاب اهل سنت، کرامت از امام رضا ع نقل می شود. (شیعه می گوید کرامت از بزرگان داریم ولی معجزه فقط از انبیا). از شخصیت های محترم نزد همه مذاهب اهل سنت، امام رضا است. شاید همه اهل سنت در ایران شیفته اهل بیت ع و اهل زیارت بوده اند.

این ها هم تا قبل از 200 سال قبل است که انگلیس به جان مردم بیافتد. البته قبلش مواردی از جنگ داریم، ولی نه شیعه سنی. مثلا داریم بین حنفی و شافعی جنگ بوده است چندین مورد. یا جنگ حنبلی و اشعری ثبت شده است. یا شیعه اثنی عشری همیشه با اسماعیلی مخالف بوده اند. بین شیعه زیدی و اسماعیلی جنگ شده است. جناب امام طبری (که صاحب مذهب بوده است و در زمان بنی عباس مذهبش را ممنوع کردند)، که از دنیا رفت و در بغداد خواستند دفنش کنند، حنبلی ها و بخشی از اهل حدیث جلوی تشییع جنازه طبری را گرفتند که نباید در قبرستان مسلمین دفن شود. در میان شیعیان بوده است که علما همدیگر را تکفیر کرده اند. این ها همیشه بوده است. ولی چیزهای دیگری هم بوده است. مثلاً نقل کرامت از امام رضا ع در منابع اهل سنت. یا روایاتی که از امام رضا ع در کتب اهل سنت هست. یا حکم های فقهی ای که به استناد روایات امام رضا ع داده اند. یا جناب زهری روایات امام رضا ع را می گوید بزرگان ما معتبر می دانیم. یا ابن حبان بسطی در قرن 4 می گوید: علی بن موسی الرضا من نجباء اهل بیت و... یجب ان یعتبر حدیثٌ اذا رُویَ عنه. (الثقات ج 8). هنوز سه قرن بعد ابن تیمیه آمده که توهین می کند به اهل بیت (ع). نمونه دیگر به نقل از ینابیع المودّة، و شواهد النبوة. از محدث اهل سنت نقل می کند که موسی بن جعفر ع فرمود پیامبر ص و علی ع را خواب دیدم که فرمودند فرزندت علی است که معصوم است و خطا ندارد... .

یا شعرهایی که بزرگان اهل سنت راجع به امام رضا ع گفته اند که نمونه هایی را دوره می کنیم. : این علی است که علم هدایت دارد و بهترین جوانان از قریش است. یا: علی بن موسی الرضا ع در زمان خود آقای زمان خود بود. یا ابوعبیده جاحظ (که مواضع تندی علیه شیعه هم دارد): علی بن موسی یکی از ده تنی است که در علم و زهد و شجاعت و جود و طهارت و ذکاوت هستند و یا به خلافت رسیدند مثل علی و حسن، یا صلاحیت خلافت را داشتند و به خلافت نرسیدند. احمد بن علی خطیب بغدادی (قرن 5 هجری): علی بن موسی الرضا کان والله رضا کَما سُمِّی. (تاریخ بغداد) جناب سمعانی شافعی: الرضا کان من اهل علم و فضل و شرف النسب.

این را شنیده اید که امام رضا (ع) به هر شهری پا می گذاشت مردم به استقبال می آمدند، بسیاری از این شهر ها سنی بوده اند. از جمله نیشابور که گفته اند بیست هزار نفر حدیث سلسلة الذهب را نوشتند که اهل بیت ع از شروط توحیدند. در کتب اهل سنت این ها نوشته شده است. نود درصد این ها سنی بوده اند. می گفتند پسر پیغمبر، امام عدل، نمونه زهد آمد. وقتی ایشان به مرو آمدند،مردم آنجا در نماز عید حضرت شرکت کردند. ساکنان مرد در آن زمان از اهل سنت بودند. همان نماز عیدی که مامون ترسید علیه حکومت تظاهرات شود و بین راه جمعیت را متوقف کردند. دیدند آن قدر مردم دارند تکبیر می گویند و گریه می کنند که افسران هم ترسیدند و چکمه را پاره کردند و در آوردند. در همان زمان اغلب مردم مرو سنی بوده اند. شیعیان اهل بیت ع تازه داشتند از مدینه به سمت مرو می آمدند . این امام زاده ها خیلی هایش مالِ آن دوران است. در بعضی نقل ها خواندم بین 15 تا 20 تا 30 هزار شیعه حرکت کرده اند که به سمت خراسان بیایند. قبلش هم در خراسان تشیع بود، چون اصلاً شعار بنی عباس «الرضا من آل محمد» بود و در خراسان کارشان گرفت. ولی از آن جا شیعه در خراسان بسیار جا افتاد.

یا در مورد زید، ابوحنیفه طرفداری کرد و فتوا داد که هر کس در این جهاد شرکت کند ثواب 50 حج را دارد. یا امام شافعی خودش در جهاد کنار زیدی ها جنگید. امام شافعی متولد غزه است و مادرش از علوی های شامات است. امام شافعی در راه حکومت اهل بیت ع، تا پای چوبه دار رفته. هم در زمان بنی امیه و هم در زمان بنی عباس زندان رفته هر دو هم به خاطر طرفداری از حکومت اهل بیت ع. زید که کشته شد، نقل شده در همه خراسان همه اعم از شیعه و سنی فرزندشان را یحیی و زید نامیدند. وقتی معاویه گفت علی بن ابیطالب را سبّ کنید بر منبر ها، در سیستان و بلوچستان اهل سنت قیام کردند و این را نپذیرفتند اصلاً لشکر فرستاده شد برای سرکوب اینان. ولی این جا می خواهم بگویم این که ابن جوزی می گوید در همه شهر ها به استقبال امام رضا ع می رفته اند، بیشتر این ها سنی بوده اند.

13930630161944333678794.jpg

دیگر، ابو الفرج ... تمیمی در قرن 6: علی بن موسی ملقب به رضا، کسی است که همه او را صدوق می دانند. از مخالف و موافق. و ما افضل از او نیافته ایم. این ها مالِ گذشته ها بوده که تکفیری ها نبوده است. تنها جریانی که اهل بیت را در آن زمان تکفیر کرده است، بنی امیه و بنی عباس بوده اند. خلیفه داریم که قرآن را باز می کند می بیند وعده عذاب به حکومت های ستمگر داده، قرآن را پرت می کند و به آن تیر اندازی می کند! عبدالجبار بن سعید، در اول قرن 3 هجری در دورانی که هنوز عصر غیبت شروع نشده است، بر فراز منبر رسول الله ص رفت. سالِ 229 هجری. در مدح علی بن موسی الرضا سخنرانی کرد. گفت: شش تن اند از اجداد و پدران او که نمی شود توصیف کرد از بهترین کسانی که باران رحمت الهی را نوشیده اند.

نمونه دیگر: احمد بن یحیی بلاذری 279 هجری (آغاز عصر غیبت): امام رضا ع فرزندش را از دست داد. ما وارد شدیم که تسلیت بگوییم. تعزیتش این است (النهایة ج 5): انتَ تجلّ عن وصفنا. و نحن نقصر عن عظتِک. و فی علمک ما کفاکَ. و فی ثواب الله ما عزّاک (تعزیت می گوید). نوفلی در قرن ... در مورد امام رضا ع شعر غرایی می گوید: گویا می بینم پیری که خوشمون نمی آید از آن ولی با گناه جمع نمی شود. امید توبه هم از او نداشته باش.... آخرش این است که: من تا عمر دارم در مصاحبت و در کنار علی بن موسی خواهم ماند و بزرگ ترین آرزویم این است که جوارش را از دست ندهم تا مرگ من را از او جدا کند.
حاکم نیشابوری از ابوبکر بن خزیمه وابو علی الثقفی نقل می کند (تهذیب التهذیب): بزرگ اهل حدیث و برخی مشایخمان با هم بودیم. (تازه اهل حدیث است که وهابیون از دل این ها بیرون آمده اند. این بزرگ اهل حدیث است در اول قرن 4 هجری). در کاروانی حرکت کردیم که زیارت کنیم قبر علی بن موسی الرضا را در توس زیارت کنیم. آمدیم در حرم صحنه ای دیدم که متعجب شدم. فرأیت من تعظیم ابوخزیمه لتلک البقعه و تضرعه و تواضعه ما تحیرنا لها. تازه این ها رویکرد حنبلی اند. البته خود جناب احمد بن حنبل ارادت دارد به اهل بیت ع . ولی بعدها جریان هایی مثل ابن تیمیه از میان حنابله بیرون آمدند. محمد بن یحیی سوقی به نقل از احمد بن یحیی گفت: روزی بحث شد که بهترین بیت چه بیتی است؟ محمد بن یحیی گفت شعری که در مقام علی بن موسی الرضا گفته اند بهترین شعر است حتی اگر ابونواس گفته باشدش (که خیلی مذهبی نیست).

 

بخش دوم سخنان استاد حسن رحیم پور ازغدی در پنجمین دوره آموزشی - تشکیلاتی اتحادیه امت واحده، که به پرسش و پاسخ حضار از ایشان اختصاص یافت، بزودی منتشر خواهد شد.

منبع:خبرگزاری تسنیم




مطالب مرتبط

چرا فکر تقریبی به جریان سیاسی ربط ندارد؟
نمونه هایی از رفتارهای غیرتقریبی طرفداران دوجناح سیاسی

چرا فکر تقریبی به جریان سیاسی ربط ندارد؟
نمونه هایی از رفتارهای غیرتقریبی طرفداران دوجناح سیاسی

برخی از مدعیان جریانی که خود را پایبندتر به نظام می داند و مدعی – به زعم بنده در حد شعار!- تبعیت محض از رهبری هستند هم دست کمی از برخی رقبای ظاهرا سیاسی خود ندارد! بعبارتی در این مساله نوعی وحدت فکری وجود دارد و اتفاقا این نکته نشان می دهد که تقسیم جامعه صرفا بر اساس جریان سیاسی، ...

|

شیعه ی انگلیسی کیست؟

شیعه ی انگلیسی کیست؟

یک عدّه‌ای خیال میکنند اثبات تشیّع به این است که انسان به بزرگان مورد اعتقاد اهل سنّت و دیگران بنا کند مدام بدوبیراه گفتن؛ نه، این خلاف سیره‌ی ائمّه است. اینکه شما می‌بینید رادیوها یا تلویزیون‌هایی در دنیای اسلام به وجود می‌آید که کار آنها این است که به‌عنوان شیعه و به نام ...

|

ده نکته درباره وحدت و افراطیون

ده نکته درباره وحدت و افراطیون

برخی تلاش می کنند تا با سیاسی کردن مساله وحدت، آنرا به ضرورتی مقطعی تقلیل داده و صرفا در مقابل دشمن مشترک معنا کنند، حال آنکه وحدت مد نظر دین برای ایجاد تمدن اسلامی و حاکمیت ارزشهای اسلامی در جهان است.

|

نظرات کاربران