در حال بارگذاری ...

ابومحمد ولید مدیر مرکز مطالعات استراتژیگ فلسطین، در نشست بررسی وضعیت فلسطین در چهارمین دوره آموزشی اتحادیه امت واحده به ایراد سخن پرذاخت.

«ابومحمد ولید» مدیر مرکز مطالعات استراتژیک فلسطین(باحث)، در چهارمین گردهمایی سالانه امت واحده که با حضور دانشجویان و طلاب ایرانی و همچنین دانشجویان و طلاب خارجی مقیم ایران در حال برگزاری است، ضمن تشریح آخرین وضعیت پرونده فلسطین به موضوعاتی از قبیل اختلاف حماس با ایران بر سر سوریه، طرح دشمن برای جدایی حماس از محور مقاومت و آسیب شناسی رویکرد سیاست خارجی اخوان المسلمین پرداخت.

مهمترین سرفصل های این سخنرانی به شرح ذیل است:

 

فلسطین؛ تنها موضوع مورد اتفاق جهان اسلام

قبل از این که به تاریخ معاصر فلسطین بپردازم، تاکید می کنم که در طول تاریخ معاصر، تنها یک موضوع است که همه کشورها و جریانات اسلامی را با یکدیگر مجتمع می کند و تفرقه نمی اندازد و آن پرونده فلسطین است. مسائل مختلفی باعث اختلاف بین مسلمانان شده، ولی فلسطین چنین نقشی را هیچ وقت ایفا نکرده است. الان هم تلاش می کنند از طریق فتنه به این نقش دامن بزنند.

 

دنیاگرایی عامل انحراف از توجه به مسائل اساسی امت اسلامی

همواره در دهه های اخیر تلاش شد که کرامت و سیادت امت اسلامی از او سلب شود و این امت یک جریان تابع غرب و استکبار باشد، ولی با وجود ضعفی که در امت اسلامی بود به دلایل مختلفی که فرصت شرحش نیست، آنها فهمیدند که باید روی عوامل ضعف امت اسلامی تمرکز کنند. در طی تحولات مختلف مثل حوادث بعد از دو جنگ جهانی، با تغییر نظام جهانی، علائمی در جامعه اسلامی و اعراب ظهور کرد که نشان از یک تحرکات جدید داشت.

«ماکس وبر» درباره این شرایط تاکید می کند که اگر بخواهیم مسلمانان را وابسته نگه داریم، ناچار از این هستیم که آنها را با منطق خودمان تربیت کنیم. خداباوری اجازه نمی دهد که یک مسلمان حاکمیت یک بیگانه را بپذیرد. لذا استعمار این فرد کار سختی است. ما باید به جای گرایش به خدا، گرایش به پول و بازار و... را در آنها تقویت کنیم. آن موقع است که مسلمانان انسان هایی آرام خواهند شد که به مسائل امت اسلامی کاری نخواهند داشت.

 

مثلث سه گانه دشمنی علیه امت اسلام

آنها در باب عرب ها و منطقه خاورمیانه دو اقدام تاثیر گذار در چند دهه اخیر انجام دادند. یکی قرارداد «سایکس پیکو» بود که کشورها را پس از تجزیه امپراطوری عثمانی تجزیه کردند و تحت استعمار انگلیس و فرانسه قرار دادند و دومی اعلامیه بالفور بود که انتقال یهودیان به فلسطین مطابق آن رخ داد.

ما ابتدا در فلسطین مقاومت کردیم، ولی آنها با زور اسلحه این کار را کردند. سپس تقسیم بندی های جدیدی کردند، تا در نقشه جدید، ایران و ترکیه و دیگران را در کنترل خودشان داشته باشند. این تقسیم ها بعد از جنگ جهانی دوم شکل گرفت.

جالب این جا است که ما با یک دشمن سه گانه مواجه بودیم. مثلثی شکل گرفت که هر ضلعش متکی به دیگری است. 1- عقب ماندگی علمی. 2- تجزیه و 3- اسرائیل. رابطه این سه ضلع بسیار با هم نزدیک است. تا تجزیه هست، عقب ماندگی علمی هست. تا عقب ماندگی هست، اسرائیل هست و تا اسرائیل هست، تجزیه امت تقویت می شود و استمرار می یابد تا امت را در این حالت ارتجاع و خمود نگه دارد.

 

انقلاب اسلامی؛ مبارزه جامع با مثلث دشمنی

در مقابل این سه گانه، تلاش های متعددی صورت گرفت که در صداقتش شکی نیست، اما بسیاری از این تلاش ها با یک ضلع از این سه ضلع مواجه می شدند و موفق نبودند. مثلاً عده ای می گفتند با داشتن دولت قوی و اسرائیل ستیزی، بدون وحدت، به رشد برسیم. فلسطینی ها بعضاً می گفتند ما می توانیم در کشور خودمان بجنگیم بدون پشتیبانی دیگران. این تلاش های یک ضلعی یا دو ضلعی به جایی نرسید، تا به انقلاب اسلامی رسیدیم.

اهمیت انقلاب اسلامی ایران از این منظر بهتر مشخص می شود که امام خمینی (ره) با هر سه این دشمنان امت اسلامی، مبارزه کرد. با سقوط شاه یکی از پایه های سه گانه شکست خورد، ولی امام به دنبال ضلع های دیگر بود. مسائل جهانی و وحدت اسلامی و روز قدس و مسئله فلسطین را پیگیری کرد و همواره به مستضعفان جهان توجه داشت. با وجود فشارها، همزمان پیشرفت داخلی را هم مد نظر داشتند و در علم و صنعت و نظامی پیشرفت کردند و با این کارها ضربه بزرگی به دشمنان مقاومت زدند.

 

شکست طرح خاورمیانه جدید پس از جنگ های 33 روزه و 22 روزه

الان در مقابل یک تصویر از منطقه قرار داریم. آمریکا بعد از سقوط شاه، راهی جز ورود مستقیم به منطقه نداشت. شاه امنیت نفت را تضمین می کرد. بعد از او کارشناسان گفتند آمریکا مجبور است به منطقه بیاید. این حضور مستقیم، یکسری مسائل را ایجاب کرد. آمریکا صدام را تجهیز کرد. خوف در کشورهای دیگر هم ایجاد شد و حتی در کشورهایی مثل اردن و امارات و ... دیدیم که مردم درخواست این را داشتند که آمریکا در منطقه حضورش را ادامه دهد و امنیتشان را تضمین کند! 

مردم عراق البته خام بازی دموکراسی آمریکایی ها نشدند. درگیری جدی ایجاد شد و آمریکا مجبور به خروج شد. حضور آمریکا در کشورها ضروری شد. همه کشورها می خواستند در مقابل تهدید ایران که ساختگی بود، آمریکا در کشورشان حاضر باشد. لذا طرح خاورمیانه جدید متولد شد. این طرح قرار بود شوکت مقاومت را که ایجاد شده بود بشکند. حزب الله در 2000 توانسته بود کشورش را حفظ کند و غزه در 2005.

آمریکایی ها به دنبال شکستن مقاومت و بازیابی شوکتشان در منطقه بودند، اما طرح خشن خاورمیانه جدید با دو اتفاق بزرگ 2006 و 2008 یعنی جنگ سی و سه روزه لبنان و بیست و دو روزه غزه، شکست خورد. لذا مجبور شدند گزینه های جدیدی را برای تضعیف و شکستن جریان مقاومت مطرح کنند و نسخه جدیدی از خاورمیانه جدید طراحی شد که در موردش می خواهیم صحبت کنیم.

 

تاثیر مستقیم پیروزی های مقاومت در بیداری ملت ها

یکی از اضلاع پیروزی مقاومت فلسطینی در غزه، حماس بود که با همکاری جهاد اسلامی و سایر گروه های مقاومت، صورت گرفت. یکی از مواردی که بعد از پیروزی های مقاومت لبنان و فلسطین اتفاق افتاد، تاثیر این پیروزی ها بر مردم مصر بود که دیگر نمی توانستند بعد از مشاهده این پیروزی ها تحت ذلت دولتی زندگی کنند که برده غرب بود و کمپ دیوید را امضا کرده بود، و حتی گاز را از مردم مصر دریغ می کرد و به ثمن بخس به اسرائیل می فروخت. برخی با آمریکایی ها این را مطرح کردند که ما باید کاری کنیم که این تحرکات مردمی به نتیجه برسد، ولی جهتگیریش ضد آمریکایی نباشد و در نتیجه آن بتوانیم حماس را هم به تدریج از جریان مقاومت حذف کنیم.

 

در مقابل طرح هایی که می خواهد حماس را از مقاومت جدا کند چه باید کرد؟

در همین اثنا، دیدیم که متاسفانه به خاطر اشکالات متعدد و فساد و ظلمی که در ساختار سوریه بود، زمینه مهیا شد و این اتفاقات در سوریه افتاد، ولی سوریه به خاطر فسادش نبود که مجازات می شد. چرا که امثال رفعت اسد و عبدالحلیم خدام که امروز در صف مخالفان دولت هستند نقش عمده ای در این فسادها داشته اند. پس مساله اصلا فساد دولت نیست. لذا اگر فقط بحث اصلاح مد نظر بود این حق مسلم مردم سوریه بود، اما سوریه داشت به خاطر همراهیش با حماس و لبنان و ایران و محور مقاومت، مجازات می شد. البته در این فتنه حماس از سوریه بیرون رفت. بعضی سران حماس به قطر رفتند. اما ما در مقابل این طرح که می خواهد حماس را از مقاومت جدا کند، چه باید بکنیم؟ باید تسلیحش کنیم؟ در حالی که اکثریت حماس همراه مقاومت و ایران و حزب الله هستند. در جشن اخیر حماس، که من بودم، سخنگوی گردان های قسام صریحاً به ایران و حزب الله تبریک گفت به خاطر این که شریک در پیروزی حماس در جنگ اخیر بودند.

 

تنها راه، حفظ ارتباط با حماس و جهاد است

امیر قطر که به غزه رفت، وعده سیصد میلیون دلار کمک برای بازسازی شبکه بهداشت غزه را داد. وقتی به قاهره رفت، اتحادیه پزشکان عرب به خاطر مسائل اضطراری درخواست کردند قطر برای تامین دارو در غزه یک میلیون دلار از این کمک را اختصاص بدهد. اما این درخواست رد شد. به خاطر این که باعث آرامش و ثبات در غزه می شود. آنها می خواهند این کمک ها را بکنند، در مقابل سکوت غزه در مقابل آرمان هایش اتفاق بیفتد. لذا حتی مسئله دارو را هم حل نکردند. این بازی دارد ادامه می یابد، و راهش فقط این است که ارتباطمان را با جهاد و حماس حفظ کنیم. با کسانی که می دانند تنها راه مقابله با نقشه های آمریکایی، جنگ و مقاومت است و راهی که تا الان آمده اند. رفتارهای قطر و مصر و... این پیام را به ما می دهد که نسخه جدید خاورمیانه جدید، که قرار بود غرب و اسرائیل را نجات دهد، در آستانه شکست است و ما در آستانه یک راه جدید هستیم.

 

ویژگی های مثبت طرح رهبر ایران در مورد فلسطین

امروز ما با یک جریان و طرح جدید در فلسطین مواجهیم که یک تهدید جدی برای طرح های آمریکا و اسرائیل وجود دارد و آن این است که فلسطین گروه های مختلفش و حامیانش از ونزوئلا تا ایران و... به این نتیجه برسند که یک مقاومت مردمی باید شکل بگیرد. نه به معنای فقط مقاومت مسلحانه. بلکه به این معنا که تمام مردم جهان به این نتیجه برسند که با حمایت از فلسطین، یک فلسطین یکپارچه را اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی ایجاد کنند و مردم با یک انتخابات، سرنوشت خودشان را رقم بزنند. این پیشنهاد که رهبر ایران هم مطرح کرد، چند ویژگی مثبت دارد. یکی این که اسرائیل را شکست می دهد. دوم این که چون مردم را درگیر می کند، حضور اسرائیل را سخت می کند. طرح ها و پیش بینی های اسرائیلی را هم شکست خواهد داد. به علاوه این که نگاه نژادپرستی صهیونیست ها را هم شکست خواهد داد. آنها به حمایت همه یهودیان و کشورهای غربی امید دارند. این می تواند با طرح انتخابات از بین برود. این طرح می تواند یک مرحله جدید در فلسطین را آغاز کند.

 

پرسش و پاسخ

- همه می دانند که قطر یک ایالت از ایالات متحده و مزدور اسرائیل است. چرا حماس نتوانست این مساله را تشخیص دهد که با انتقال به قطر، وارد معده هاضمه استکبار شده است؟

- این مساله چندین عامل دارد. یکی از دلایلش فشار سنگینی بود که توسط اخوان بر حماس آمد. اخوان ارتباط جدی با حماس داشت. اخوان تحلیلش این بود که پیروزیشان در مصر به پیروزیشان در اردن و سوریه خواهد انجامید، و آن وقت می توانند نقش ایران را در محور مقاومت بازی کنند و بر اسرائیل پیروز شوند، اما ترکیه هم این وسط مقاومت را بازی داد تا عضو اتحادیه اروپا شود که البته عضو هم نشد و نقشه شان بر هم خورد. ما معتقدیم بعضی رهبران حماس که این تصمیمات را گرفته اند، باید برگردند به بدنه حماس که مقاومت را تاکید می کنند. درست است که قطر به حماس پول می دهد، ولی شروطی وجود دارد که یک ریال از این پول ها به دست مجاهدین نرسد و صرف مقاومت نشود.

- طرح مسئله هولوکاست از طرف آقای احمدی نژاد برای فلسطینی ها و اسرائیلی ها چه پیامدهایی داشته است؟

- من قتل نفسا فکانما قتل الناس جمیعاً. ما طبعا در همه موضوعات کشتار را نفی می کنیم چه یهودی باشد و چه غیر یهودی. این که بخواهیم اصل مسئله هولوکاست را نفی کنیم یا وارد بازی این شویم که چند نفر کشته شده اند به نظر من مفید نیست. اما اصل این مسئله که هولوکاست تبدیل شده به موضوع تجارت و بهانه اسرائیلی ها برای قتل و کشتار این بحث درستی است ولی به نظر من مطرح کردن این مسئله در حوزه بین الملل به این صورت که اصل آن زیر سوال برود کار درستی نبوده است.

 

- آیا پیش بینی انقسام در مقاومت فلسطین را در آینده می کنید؟

- باید همگی تلاش کنیم که حماس یکپارچه و قوی و در محور مقاومت باقی بماند. خلاف این قطعاً ضربه به جریان حماس و مقاومت است.

 

- نظر گروه های مقاومت در مورد طرح دو کشور مستقل فلسطینی و اسرائیلی که فتح پیگیریش کرد، چیست؟

- درباره این طرح، موضع حماس که شفاف و واضح نفی این طرح است و فلسطین را برای همه فلسطینی ها می خواهند. حتی حامیان این طرح ها کاملاً می دانند که این مساله شدنی نیست. اسرائیلی ها از یک طرف در حال یهودی سازی قدس هستند و اکثر اراضی فلسطین را هم در اختیار دارند. کجا قرار است این دولت فلسطینی شکل بگیرد؟ قرار است یک دولت در کرانه باختری شکل دهند، و موقتاً عضو سازمان ملل شود و به صورت فدراتیو منضمّ به اردن شود. اما باید ببینیم این طرح چقدر اجرایی است.

 

- خالد مشعل به ترکیه رفته بود و از ترکیه تجلیل کرد و گفت اردوغان رهبر جهان اسلام است. آیا این نشان می دهد که حماس بینابین مقاومت و سازش حرکت می کند؟ به علاوه که هنیه دست قرضاوی را بوسید و قرضاوی به عنوان عالم و پشتیبان هویتی حماس مطرح شد.

- در همایشی که در بیروت برگزار شد، اسامه حمدان که مسئول عالی حماس و مسئول بین الملل حماس است، رسماً اعلام کرد که این ترجمه غلط بوده و مشعل این را نگفته. در هر حال یا این است که ترجمه غلط بوده که مطلوب است یا اینکه به هر دلیل امروز از حرفشان برگشته اند و دارند موضع قبلی را انکار می کنند که باز هم این بازگشت مطلوب است. در مورد قرضاوی هم باید گفت او و اخوان مواضع متناقضی دارند. در یک همایشی اخیرا موسی ابومرزوق به من گفت که فشار زیادی بر ما آوردند که وارد طرح دولت مشترک فلسطینی شویم که طرحی بود که آمریکا با فشار به اخوان قبولاند و اخوان بر ما فشار می آورد. در حالی که آمریکا هرگز راضی نخواهد شد که اخوان حاکم شود. فرقی نمی کند با کدام رهبر. به اخوان راضی نخواهد شد. این تحلیل غلط اخوان باعث خسارتشان شد. نه به ایران و مقاومت پیوستند، و در مقابل چیزی به دست آوردند. من مقاومت و اخوان بالاجمال را می گویم نه شخص خاصی را. ما با انتقادات کنونی از اخوان، منتظر اصلاحاتی در اخوان هستیم.

- بر اساس فقه سیاسی اسلام، بین کسانی که اسلام گرا هستند و البته نگاه متفاوتی با ما دارند، و بین کسانی که به سکولاریسم معتقدند، هرچند در کوتاه مدت به ما نزدیکتر باشند کدام جریان اولویت همکاری دارد؟

- اولا معتقدم که مسلمان صادق، چه شیعه و چه سنی، اگر صادق باشد، حتماً همراه مقاومت خواهد بود. اگر همراه مقاومت نباشد، منافق است. چون می خواهد آینده امت را به دست مستکبرین بدهد. هرچه که خود را اعلام کند و ادعا کند، و خود را نام گذارد، ولی منافق است. ما هم با منافقین میانه ای نداریم. من به تجربه می دانم که هر کس صادق در مقاومتش با دشمن بوده، به سمت اسلام ناب محمدی هدایت خواهد شد. من چاوز را برتر از خیلی از علمای شیعه و سنی می دانم. مقیاس نفاق، موضع گیری ها در مورد مسائل امت است. هرچه که اسمش باشد. البته کسی که دست در دست اسرائیل و آمریکا داده است. نه کسی که با ما اختلاف دارد.

- تحلیل شما در مورد حماس یکجانبه است. چرا حماس و اخوان را اینگونه تحلیل نمی کنید که این ها با وجود تمامی این فشارها، نه تنها وارد طرح های سازش در مورد فلسطین نشدند، بلکه در جشن سالگرد حماس، رسماً اعلام کردند مسئله امروز ما آزادسازی قدس است و بارها پس از آن مقامات رسمی حماس بر این مساله تاکید کرده اند لذا نه تنها عقب نرفته اند بلکه یک گام به جلو آمده اند. البته موضع حماس در مورد سوریه با ما کاملاً متفاوت است اما چرا ما سریع می خواهیم دوگانه اسلام – نفاق ایجاد کنیم؟ ما از همه عملکرد اخوان دفاع نمی کنیم. قطعاً اخوان اشتباهات زیادی داشته. اما اگر معتقدید که اخوان معقولترین و معتدلترین جریان سنی مذهب است، باید با همین جریان تعامل کرد. اگر جریان بهتری می شناسید معرفی کنید. شرایط اقتصادی مصر اصلاً به گونه ای نیست که اخوان بخواهد دست به اقدام انقلابی بزند. فقط چند میلیون کارگر مصری در عربستان هستند و یک تصمیم از سوی عربستان کافی است تا مصر را با بحران بی سابقه روبرو کند. لذا اخوان مجبور به پذیرش بسیاری از شرایط تحمیلی شد.

- آمریکا یک روز هم نخواهد خواست که اخوان روی کار باشد. من در این مساله با شما موافق هستم اما اخوان دچار توهم شد که با آمریکا کنار خواهد آمد و ضربه اش را هم خورد.




مطالب مرتبط

چرا فکر تقریبی به جریان سیاسی ربط ندارد؟
نمونه هایی از رفتارهای غیرتقریبی طرفداران دوجناح سیاسی

چرا فکر تقریبی به جریان سیاسی ربط ندارد؟
نمونه هایی از رفتارهای غیرتقریبی طرفداران دوجناح سیاسی

برخی از مدعیان جریانی که خود را پایبندتر به نظام می داند و مدعی – به زعم بنده در حد شعار!- تبعیت محض از رهبری هستند هم دست کمی از برخی رقبای ظاهرا سیاسی خود ندارد! بعبارتی در این مساله نوعی وحدت فکری وجود دارد و اتفاقا این نکته نشان می دهد که تقسیم جامعه صرفا بر اساس جریان سیاسی، ...

|

ده نکته درباره وحدت و افراطیون

ده نکته درباره وحدت و افراطیون

برخی تلاش می کنند تا با سیاسی کردن مساله وحدت، آنرا به ضرورتی مقطعی تقلیل داده و صرفا در مقابل دشمن مشترک معنا کنند، حال آنکه وحدت مد نظر دین برای ایجاد تمدن اسلامی و حاکمیت ارزشهای اسلامی در جهان است.

|

اگرصدای اسلام بلندشود، دیگر نمی شود به ملت ها ظلم بکنند...

اگرصدای اسلام بلندشود، دیگر نمی شود به ملت ها ظلم بکنند...

اگر صدای اسلام بلند بشود، دیگر نمیشود این‌جور به ملّتها ظلم بکنند؛ صدای اسلام را خاموش میکنند تا بتوانند مسائل مستضعفین عالم را از یادها ببرند، مسئله‌ی فلسطین را به فراموشی بسپرند، غصب یک کشور اسلامی را به فراموشی بسپرند؛ هدفها اینها است. اگر ما به قرآن و به هدایت قرآن تمسّک ...

|

دلیلی دیگر براثبات طائفی نبودن دول عربی !

دلیلی دیگر براثبات طائفی نبودن دول عربی !

اخیرا اتفاقی در سطح دول عربی رخ داد که بار دیگر ثابت کرد که سران کشورهای عرب اساسا رویکرد متعصبانه مذهبی یا قومی ندارند! چند سال قبل در ایام جنگ 22 روزه و پس از آن جنگ 8 روزه و 51 روزه غزه مظلوم که دولتهای عربی در مقابل کشتار بیرحمانه مردم

|

نظرات کاربران